دوازده قدم ودوازده سنت

متن مرتبط با «نارانان» در سایت دوازده قدم ودوازده سنت نوشته شده است

تاریخچه نارانان

  • نیلوبلاگ

    این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛ با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود...

    ادامه مطلب
  • تاریخچه نارانان

  • نیلوبلاگ

    این وبلاگ حاوی اطلاعاتی درمورد انجمن های گمنام دوازده قدمی بوده و مشخص می نماید که چگونه این انجمن ها می توانند منابعی موثر و حیاتی برای معتادانی باشند که تمایل به ترک اعتیاد و بهبودی از طریق برنامه های 12 قدمی دارند. اگرچه هدف اطلاعات ارائه شده در اين بخش به منظور آگاه نمودن افرادی است که آشنایی با انجمن های دوازده قدمی ندارند؛ با این حال معتادان در حال بهبودی نیز می توانند برای پیشرفت و رشد خود ...

    ادامه مطلب
  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 21 آذر

  • نیلوبلاگ

    مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 21 آذر تحسین12دسامبر 21آذردر دوران کودکیم که در کنار هفت پسر,پدر بزرگ و مادر بزرگ ,مادرم و خاله ام بزرگ میشدم از تحسین خبری نبود .هر کاری انجام میدادم به حکم وظیفه از من انتظار می رفت .یاد گرفتم فکر کنم ,تحسین تملق است.یاد گرفتم همیشه بایستی هدف ,من خشنودی دیگران باشد.انجام هر کار دیگری تخطی از تعهداتم به خانواده و خود خواهی بود.خشنود کردن دیگران منجر به ارتباط من با معتادان شد.وقتی به نارانان آمدم ,درک من تغییر کرد .فهمیدم تحسین واقعی با ملایمت و هوشمندانه می تواند افراد را ارتقا داده و به آنها الهام ببخشد .با پذیرش و تحسین خودم و دیگران می توانستم تغییر ببینم .وقتی سخنان تایید آمیز به دیگران می گفتم ,حس می کردم احساس مثبتی از من ساطع میشود که به خود اجازه می...

    ادامه مطلب
  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 13 آذر

  • نیلوبلاگ

    مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 13 آذردوازدهمین قدم......4دسامبر.......۱۳آذرطی سالهایی که به نارانان میآیم,به این درک رسیده ام برنامه روی من کارمیکند.اغلب اوقات کارکردبرنامه ,هدف من نیست بلکه پیروی غرایزوگوش سپردن به لحظه ترجیح داده میشود.اخیراتجربه ای داشتم که مثالی است از"درلحظه بودن".وقتی بعدازبیست سال زندگی ازشوهرم طلاق گرفتم خیلی ازدوستانم راازدست دادم .این دوستان صمیمی بودندولی شرکت درشام های خانوادگی ,پیک نیک وتلفن های هفتگی باآنهاقطع شد.وقتی پسرم ازدواج کرد,یکی ازدوستان تماس گرفت ومن یک بعدازظهربی نظیررادرمصاحبت بااودرخانه اش گذراندم.مسرت بخش بود.!درحین گفتگوفهمیدم دختری که سالهای زیادی دانش آموزمن بود,معتادشده وبرای بهبودی تلاش میکند.احساس کردم انگارفرزندخودم مبتلاشده ودانستن اینکه ...

    ادامه مطلب
  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 14 آذر

  • نیلوبلاگ

    مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 14 آذر شکستن عادت های قدیمی...5دسامبر ۱۴آذررهاکردن,یکی ازسخت ترین درس هایی بود که بایدیادمیگرفتم.به شدت احساس میکردم بعدازاینکه میتوانم رفتارافرادزندگی ام راکنترل کنم,زندگی ودنیای من بهترخواهدشدودرحقیقت فکرمیکردم اگرشوهرم به روشی که من میخواهم زندگی کند,من خوشحالترین فرددنیامیشوم.ازصمیم قلب وروحم باورداشتم که اگراودست ازمصرف موادبردارد,همه چیزدرست میشود.فرضیه من این بودکه دلیل غم وبدبختی من,سومصرف مواداوست.برایم دشواربود,ولی درنارنان یادگرفتم رهاکنم وانگیزه هایم رابرای کنترل کردن به نیرویی برترازخودم بسپارم.دیگرازدیگران انتظارندارم مرخوشحال کنند.امروزمیدانم که بایددیروزرارهاکنم,اززندگی برای فردا,دست بردارم وبرای امروززندگی کنم.تفکری برای امروز:رهاکردن تلاش درک...

    ادامه مطلب
  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 11 آذر

  • نیلوبلاگ

    مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 11 آذر رهایم کن2دسامبر۱۱آذرشبی درخواب چیزی رادرباره خودم فهمیدم که نه آن رادرک میکردم ونه آن رادوست داشتم.خواب دیدم که درحیات خلوت خانه ام یک قفس پرازآدم بود.وقتی به آنهانگاه کردم فهمیدم من کسی هستم که آنهارادرآنجاگذاشته ام وفکرکردم بایدچه آدم وحشتناکی باشم که اینهمه آدم رابه زنجیرکشیده ودرقفس نگه میدارم.متوجه نبودم که کنترلگربودم.هربارکه برای بازرسی برمیگشتم ,آدمهای کمتر وکمتری درقفس بودند.درخوابم.یک بچه سالم ,خالص وفوق العاده هم درآن قفس بود.پی بردم آن کودک مخفیانه به آن آدمهاکمک میکندکه فرارکنند.خیلی.ممنون اوبودم وبه اوافتخارمیکردم.به.اوگفتم خوشحالم که اوگذشته مردم بروند.اوشگفت زده شدوگفت:"واقعا؟"گفتم"بله واقعا".اکنون میفهمم که آن بچه کوچک وسالم خودجدیدم بو...

    ادامه مطلب
  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 12 آذر

  • نیلوبلاگ

    مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 12 آذر ناامیدی....3دسامبر 12اذرزمانی احساس دردناک ناامیدراتجربه کردم که فهمیدم نمیتوانم معتادراکنترل کرده ومشکلاتی راکه بخاطراعتیادش بوجودامده,بپوشانم,یااتفاقاتی راکه به خاطررفتارمعتادپیش امده بود,تغییردهم.دریافتم که چون به معتاداجازه میدهم,زندگیم راکاملاکنترل کند,زندگیم غیرقابل کنترل شده است.فکرمیکردم مشکل معتاداست واومشکل دارد.فقط اگراودست ازمصرف بردارد,همه چیزطبیعی میشود.ازوقتی زندگیم حول محورمعتادورفتارش میچرخد,درگیری من بازندگی معتاد,مرابه گرداب ناامیدی فرومیبرد.فکرمیکردم تنهاراه خروج,بیرون کشیدن خودم ازموقعیت است.وقتی به نارانان آمدم ,شنیدم که سایراعضادرباره وضعیت متشابهی صحبت میکنند.ولی آنهانگرش امیدوارانه ای درموردزندگیشان داشتند.بله آنهابایک معتادزندگ...

    ادامه مطلب
  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 18 آبان

  • نیلوبلاگ

    مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 18 آبان منتظر روشنی ماندن....9نوامبر 18آبانوقتی به برنامه نارانان آمدم از جمله افرادی بودم که همیشه باید جواب را می دانست.کار من در زندگی در بحران ها،دنبال کردن آن ها و آماده بودن فوری برای انجام هر یک از چاره های در دسترس برای جلوگیری از وقوع هیاهوبود.بعد از بیست سال زندگی با اعتیاد فعال و چند سال در برنامه بودن فهمیدم که سه انتخاب دارم:با اعتیاد فعال زندگی را ادامه بدهم،رابطه را ترک کنم،یا اینکه معتاد بهبودی یابد.چیزی که من برای معتاد می خواستم پاک و هوشیار بودن و برای خانواده تداوم سلامتی بود.اگر چه به آرامی پذیرفتم که این انتخاب مال من نیست.من می توانم پاک و هوشیار باشم و افکار وسواسی خود قطع وابستگی کنم اما نمی توانم معتاد را پاک وهوشیار کنم.من هیچ یک از ...

    ادامه مطلب
  • مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 26 شهریور

  • نیلوبلاگ

    مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 26 شهریور 26 شهریور زیر نفوذ در آوردنزیر نفوذ در آوردن برای من یک هنر است-یک مهارت اکتسابی. من هنگام اینکار از یکسری رفتارهای منفی و خودخواهانه برای نفوذ روی دیگران استفاده میکردم تا آنها، آنطور که من مناسب میدیدم، فکر، عمل و رفتار کنند. معتقد بودم یک کنترل چی ماهر کسی است که این هنر را سالها تمرین کرده است. من یک کنترلچی ماهر بودم. من رفتارهای منفی بکار میبردم تا حتی الامکان به نتایج مورد نظرم برسم. زیر نفوذ در آوردن، مهارت اصلی بقای من بود. به علاوه این رفتار طی سالهای دیوانه کننده ی اعتیاد فعال، وسعت یافته بود. پس از ...

    ادامه مطلب