هم وابستگی (اعتیاد به فرد معتاد)
اولین ضربه های اعتیاد بر پیکر خانواده وارد می شود. اعتیاد، خانواده فرد معتاد را متزلزل، فرزندان و سرنوشت و آینده آنان را به مخاطره می اندازد. سوغات اعتیاد برای خانواده چیزی جز پریشان حالی و نگرانی نیست. خوشی و شادمانی از خانواده معتاد رخت برمی بندد و شیرازه زندگی از هم می پاشد. مهمترین تأثیر اعتیاد بر خانواده از بین رفتن کنترل، نظم و انضباط و به وجود آمدن هرج و مرج و بی بندوباری است که این بی بند و باری زمینه ساز و فرصتی است برای فساد. (قربان حسینی، 1368)
وابستگان به مواد شيميايي خود تنها قربانيان اعتياد، نيستند. به نظر مي رسد نزديكان آنها كه اشتغال ذهني فرواني با مصرف مواد مخدر در عزيزان خود دارند. نيز به نوعي دچار آسيبهاي رواني مي شوند. يكي از اين موارد حالت هم وابستگي است.(معصومیان شرقی، 1378)
ارنی لاسن که در این حوزه نیز پیشگام است، هم وابستگی را چنین تعریف می کند: « آن دسته از رفتارهای خود تخریب گرایانه آموخته شده یا نواقص شخصیتی که باعث کاهش ظرفیت فرد در وارد شدن یا مشارکت در روابط عاشقانه می شود.» (ملودی بیتی، 1388)
در تعریف های ارائه شده از هم وابستگی این جنبه های اساسی را می توان شناسایی کرد:
هم وابسته کیست و چه ویژگی هایی دارد؟
هم وابسته فردی است که به شخص دیگری اجازه می دهد با رفتارش بر او تأثیر بگذارد و فکر و ذهنش مشغول کنترل رفتار آن شخص می شود. (ملودی بیتی، 1388)
آن شخص دیگر ممکن است کودک، بزرگسال، معشوق، همسر، برادر، خواهر، پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ، مراجع یا بهترین دوست باشد. این شخص می تواند الکلی، وابسته به دیگر مواد شیمیایی اعتیاد آور ، بیمار جسمی یا روانی و یا شخصی معمولی باشد که گاه گاهی غمگین و ناراحت است. (ملودی بیتی، 1388)
«فرد هم وابسته با تمرکز بر احساسات، نیازها و انگیزه های دیگران، از خویشتن فاصله گرفته و نسبت به تغییرات جسمی و نیازهای روانی خود غفلت می ورزد. از طرفی دیگر با میل وسواس گونه به تکرار گذشته، در دور رفتارهای خود تخریبی گرفتار آمده و سناریوهای خود شکست دهنده و خود تخریبی فراوانی برای خویشتن می آفریند.» (وایتفیلد، 1381، ص 11)
ویژگی های افراد هم وابسته عبارتند از: مراقبت کردن، کمبود عزت نفس، سرکوبی یا واپس زنی، وسواس، کنترل گر، انکار، وابستگی، ارتباطات ضعیف، بی اعتمادی به خود دیگران و سعی در اعتماد به کسانی که مورد اعتماد نیستند، خشم، مشکلات جنسی و در مراحل پیشرفته تر ممکن است احساس افسردگی کنند،گوشه گر شوند، به خودکشی فکر کنند، دچار اختلال خوردن شوند و یا اینکه معتاد شوند. (ملودی بیتی، 1388)
علایم هم وابستگی شبیه دیگر انواع اعتیاد است. تنها تفاوت آنها این است که در حالی که معتادان بر روی الکل، مواد مخدر، کا و یا قمار تمرکز می کنند، فرد هم وابسته بر روی افرادی که دارای یک ویژگی خاص است، تمرکز می کند.
ویژگی های بلند مدت هم وابستگی عبارتند از:
شدت و مدت هم وابستگی افراد هم وابسته، بسیار شبیه خود بیماری اعتیاد است؛ یعنی می توان گفت هم وابستگی یک بیماری مزمن و پیش رونده است که از سطحی ترین لایه های احساسی- فکری- رفتاری فرد شروع شده و کم کم تا عمیق ترین بخش های روانی او را متأثر می سازد. در مورد هم وابستگی، دقیقاً به مانند بیماری اعتیاد، در تمامی مراحل پیشرفت مشکل، عامل «انکار» همواره حضور دارد به نحوی که می توان گفت هم وابستگی در بستری از انکار رشد و نمو می یابد. (ملودی بیتی، 1388)
وایت فیلد معتقد است هم وابستگی دارای حداقل 12 نوع خصیصه اصلی و عمده است:
آیا هم وابستگی نوعی بیماری است؟
بعضی از متخصصان می گویند، هم وابستگی نوعی بیماری است؛ آن هم از نوع مزمن و پیش رونده. آنها معتقدند هم وابسته ها، خواهان وجود افراد بیمار در اطراف خود هستند و به آنها نیاز دارند. تا از طریق مراقبت از آنها، خود به طریق ناسالمی احساس رضایت کنند. (ملودی بیتی، 1388)
«شاید دلیل اینکه بعض از متخصصان هم وابستگی را نوعی بیماری می دانند، مشابهت واکنش بسیاری از هم وابسته ها با بیمارانی است که مبتلا به بیماریی شبیه به بیماری الکلیسم هستند.
دلیل دیگری که هم وابستگی را بیماری می دانند، این است که پیش رونده است. هم زمان با بدتر شدن مریضی اطرافیانشان، ممکن است با شدت بیشتری به آن واکنش نشان دهند. وضعیتی که با کمی دلواپسی و نگرانی شروع می شود، ولی به انزوا، افسردگی، بیماریهای هیجانی-عاطفی یا جسمی و حتی افکار خودکشی منجر می شود. شاید هم وابستگی نوعی بیماری نباشد؛ اما می تواند شما را بیمار سازد و از طرفی می تواند به بیمار باقی ماندن اطرافیان شما کمک کند.
دلیل دیگر برای بیمار بودن هم وابستگی این است که رفتارهای فرد هم وابسته همانند بسیاری از رفتارهای خودتخریب گر- برای او عادت می شود. آنها عادت هایشان را تکرار می کنند، بدون این که آنها را با فکر و اندیشه انجام دهند. آن وقت عادتها زندگی خاص خودشان را بر آنها تحمیل می کنند.» (ملودی بیتی، 1388، ص 82)
الکلیسم و همچنین اعتیاد به انواع مواد مخدر در خانواده موجب می شود هم وابستگی پدید آید؛ اما شرایط و موقعیت های بسیار دیگری نیز وجود دارند که به پدید آیی هم وابستگی کمک می کنند.
یکی از عوامل رایج پدید آورنده هم وابستگی داشتن رابطه – چه به صورت شخصی یا تخصصی- با فردی مشکل دار، محتاج و وابسته است. ولی به نظر می آید، متداول ترین عامل، قوانین نا نوشته و ناگفته ای است که به طور معمول در خانواده و در بین بستگان درجه یک وضع شده است و زمینه برقراری روابط ما با خودمان و دیگران می شود. این قوانین و آداب و رسوم، هر نوع گفتگویی را پیرامون مشکلات، ابراز آزادانه احساسات، ارتباط مستقیم و صادقانه، انتظارات واقع بینانه- از قبیل این که ما انسان، آسیب پذیر و یا ناکامل هستیم- خودخواهی، اعتماد داشتن به خود و دیگران، بازی و تفریح کردن و برهم زدن تعادل کششی خانواده از طریق نیازهای رشدی و تغییر خود را ممنوع می سازد. این قوانین ممنوعه، هیچ اهمیتی نمی دهد که این حرکتها و رفتارها تا چه اندازه مفید و برای سلامت ضروری هستند. وجود این قوانین در نظام خانواده های معتادان به الکل و دیگر مواد مخدر عادی است، اما می تواند در دیگر خانواده ها که اثری از وجود اعتیاد در آنها نیست نیز وجود داشته باشد. (ملودی بیتی، 1388)
یکی دیگر از مهمترین دلایل ابتلای افراد به این اختلال، روابط ناسالم ومسأله دار ایشان با والدینشان در کودکی است. توجه ناکافی و نادرست والدین به کودک، این احساس را در او ایجاد می کند که گویی اصلاً هویت خارجی ندارد. در چنین شرایطی کودک می آموزد که خود را با توجه به احساسات پدر و مادرش – و نه احساسات خودش- شناسایی و تعریف کند و همین کودکان در روابط بعدی خود در دوران بزرگسالی به راحتی خود را نادیده گرفته و سناریوی کودکی خود را تکرار می کنند. (ترسا ام. کنودسون و هیتر ک. ترل، 2012)
مردم به صورت هم وابسته به دنیا نمی آیند. هم وابستگی الگوی آموخته شده از تفکر، تصمیم گیری و رفتار ناقص است که کم کم در طی زمان پیشرفت می کند. با استفاده از مدل اعتیاد به عنوان یک راهنما برای کارمان، ما می توانیم چندین نقطه عطف را در پیشرفت هم وابستگی تشخیص دهیم که شامل مراحل زیر است:
فمنیست ها به ساخت هم وابستگی بر اساس تبعیض های جنسیتی انتقاد می کنند.(آشروبریست، 1988؛کوانووارن، 1994؛ فرانکوگلدن، 1992 ؛ هاکن،1990 ؛ هارپروکاپدویلا،1990 ؛ هوگوفرانک ،1992؛ کریستانوبپکو، 1990؛وانورمر، 1989؛وبستر، 1990) آنها استدلال می کنند که نقش هایی مانند پرورش، مراقبت، وفاداری، انعطاف پذیری، مفید بودن و حساس بودن به نیاز های دیگران که به طور سنتی بر اساس هنجارهای اجتماعی به عنوان نقش های زنانگی شناخته شده، با رفتارهای فردی که دارای هم وابستگی است، همپوشانی زیادی دارند. (سایگل، 1988؛ کریستان و بپکو، 1990) در نتیجه انتظار می رود که تعداد بیشتری از زنان در مقایسه با مردان ویژگی های هم وابستگی را نشان دهند (تاوریس، 1992؛ رایت و رایت، 1995).
هم وابستگی یک واژه بسیار پیچیده است که شامل انواع مختلفی از روابط می شود. هم وابستگی نه تنها بر شخص تأثیر می گذارد بلکه موجب به وجود آوردن یک خانواده یا گروهی از افراد ناکارآمد نیز می شود. (معصومیان شرقی، 1378)
اهمیت درمان هم وابستگی از آنجا آشکار می گردد که برخی از محققین معتقدند تمام افراد معتاد، هم وابسته هستند. با توجه به شکل گیری هم وابستگی در رابطه با دیگران هر دو طرف یک رابطه هم وابسته به طور فزاینده ای دچار فشارهای روانی شده و معمولاً یکی از دوطرف به دلیل اینکه دیگر نمی تواند نقش خود را در این ارتباط ادامه دهد، در جستجوی سکین دردهای خود برمی آید. اغلب این افراد برای فرونشاندن تنش های ناشی از سبک زندگی هم وابستگی، قابل تحمل تر کردن آن و در نتیجه تواناسازی حیات این رابطه به استفاده به الکل و دیگر مواد شیمیایی روی می آورند. از این روی در ارتباط با درمان اعتیاد، بهبودی هم وابستگی همسر و افراد خانواده و دوستان با اهمیت در زندگی فرد معتاد مهم تلقی می شود. (معصومیان شرقی، 1378)
قبل از دریافت درمان برای هم وابستگی، شخص باید بداند که درمان هم وابستگی شامل اکتشاف عمیق مسائل مربوط به دوران کودکی آنها و روابط آنها و اعمال و رفتارهای رایج هم وابستگی می باشد. دو رویکرد رایج برای درمان هم وابستگی وجود دارد: کمک به خود و روان درمانی. یک از روش های دیگر درمان هم وابستگی استفاده از گروههای خودیاری می باشد که از مدل 12 قدمی انجمن الکلی های گمنام کار می کنند. روان درمانی فردی روشی شناخته شده برای کمک به فردی است که نیازمند کمک های تخصصی در محیط درمان می باشد تا بپذیرد که مسائل شخصی او اکتشاف گردد. روان درمانی همچنین می تواند شامل استفاده از درمان گروهی باشد. (معصومیان شرقی، 1378)
سرمارک(1986)در کتاب «تشخیص و درمان هم وابستگی» طرحی از درمان هم وابستگی را ارئه می کند که در آغاز درمان تلاش می شود تا بیمار به پذیرش مشکل هم وابستگی خود نائل آید. این کار مستلزم آن است که با انکارهای بیمار مقابله شود. بعد از پذیرش هم وابستگی در جریان درمان انتظار می رود که بیمار نسبت به تداوم بخشیدن مشکلات و رفتارهای کژکارانه خود قبول مسؤلیت کند و مسؤلیت اعمال خود را بپذیرد و در ادامه به درک محدودیت های خود نائل آید. به علاوه بتواند تشخیص دهد که آشفتگی زندگی او از تلاش او برای تحت کنترل درآوردن آنچه که غیرقابل کنترل است، ناشی می شود. بیمار باید تصور نادرستی که در مورد میزان توانایی خود در اداره چنین زندگی آشفته ای دارد، رها سازد. این وضعیت شاید برای او ایجاد غم و اندوه کند که باید با آن مقابله شود. درمان به بیمار کمک می کند تا رفتارهای اجباری خود را مورد شناسایی و بررسی قرار دهد و به پرورش و گسترش استقلال وخودمختاری خود پرداخته و در آخر احساس توانمندی و با ارزش بودن خود را تقویت کند. (معصومیان شرقی، 1378)
این کانال مخصوص همه انجمن های دوازده قدمی است.
https://telegram.me/a12and12
برچسب: هم وابستگی در اعتیاد,هم وابستگی و اعتیاد,اعتیاد هم وابستگی,
نویسنده: میلاد امینی